close
تبلیغات در اینترنت

پشتیبانی

تصویر ثابت

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار وبمستر

ابزار وبلاگ

احکام سفر - احکام وطن و قصد توطن

همسنگری

http://hamsangary.rozblog.com/

اسلایدر

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب

برترین مطالب

وبسایت رسمی رهبر معظم انقلاب وبسایت رسمی رهبری جمهوری اسلامی ایران پرتال امام خمینی (ره) راسخون

احکام سفر - احکام وطن و قصد توطن

احکام سفر - احکام وطن و قصد توطن

 

احکام وطن و قصد توطّن


وطن اصلى و جديد
س47. خواهشمندم در مورد حکم مسأله‌ى وطن اصلى و اتّخاذى (جديد) توضيح بفرماييد.
ج) به‌طور کلّى شخصى که در محلى به دنيا آمده و در آن‌جا رشد و نمو کرده است آن‌جا وطن او محسوب مى‌شود و تا وقتى که از آن مکان اعراض ننموده، حکم وطن باقى است و همچنين کسى که به جايى غير از وطن اصلى خود رفته و قصد زندگى دائمى هر چند براى بخشى از سال در آن‌جا نموده و با اين قصد مدتى که عرفاً آن محل را وطن او بدانند، در آن مکان زندگى کرد، آن‌جا وطن او محسوب مى‌شود و نيز اگر بدون قصد، آن‌قدر بماند که عرف آن‌جا را وطن او بداند، حکم وطن مترتب مى‌شود. همچنين اگر کسى بنا دارد به مدّت مثلاً هفت، هشت سال در جايى زندگى کند آن‌جا نيز وطن او محسوب مى‌شود.

س48. آيا محل تولد شخص هرچند در آن‌جا ساکن نباشد، وطن او محسوب مى‏‌شود؟
ج) اگر در آن‌جا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غير اين صورت حکم وطن ندارد.

س49. دانشجويى خانه‏‌اى را در شهر تبريز براى تحصيل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنين وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبريز را دارد، در حال حاضر در ايام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى‏‌اش رفت و آمد مى‏‌کند، آيا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى‏‌شوند؟
ج) اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آن‌جا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.

س50. خانواده‌هايى که از وطن اصلى هجرت کرده‌اند حکم نماز و روزه فرزندان آنها با توجه به فرضيات زير چگونه است؟
الف: وطن اصلى پدر و مادر يزد است ولى از آن اعراض نکرده‌اند، ولى براى مدتى زياد (20 سال) در قم سکنى گزيده‌اند برخى از فرزندان متولد يزد و برخى متولد قم هستند ولى همه در قم بزرگ شده‌اند و سالى يک ماه گاهى 3 ماه به همراه پدر و مادر به يزد رفته‌اند و بقيه‌ى سال را قم بوده‌اند، آيا نماز و روزه‌ى فرزندان در قم و يزد هنگامى که قصد عشره ندارند شکسته است يا کامل؟
ب: در صورتى که پدر و مادر در قم قصد توطن نکرده باشند و به قدرى نمانده باشند که عرفاً اهل قم محسوب شوند حکم فرزندان آنها که بزرگ شده‌ى قم هستند چگونه است؟ و پدر و مادر چند سال که بمانند وطن‌شان محسوب مى‌شود؟
ج) اگر فرزند طبق نظر پدر ـ که مقلّد مرجع ديگرى است ـ عمل کرده و نمازش را در يزد تمام خوانده و روزه گرفته است ولى خود فرزند مقلد مقام معظم رهبرى (دام ظله) بوده است آيا بايد نمازهايى را که در يزد خوانده و روزه‌هايى که گرفته را قضا کند يا خير؟
د: براى اينکه مکانى وطن (اتخاذى) کسى محسوب شود چه شرايطى لازم است؟
جواب: الف: وطن اصلى پدر و مادر، وطن فرزند او حساب نمى‌شود، مگر آن که خود فرزند در آنجا متولد و نشو و نما نموده باشد، و يا بعد از بلوغ آنجا را وطن براى خود اتخاذ کرده باشد.
ب: فرزندان اگر در قم متولد و در آنجا نشو و نما نموده‌اند آنجا وطن اصلى ايشان محسوب است و پدر و مادر اگر قصد زندگى در قم ندارند، آنجا وطنشان محسوب نيست، مگر آنکه مدت زيادى بمانند که در نظر عرف اهل آنجا محسوب شوند.
ج: اگر نماز را در آنجا به جهت جهل به خصوصيات سفر تمام خوانده بنابر احتياط قضا و اعاده دارد.
د: در وطن اتخاذى، بايد يا در ابتدا قصد زندگى دائم يا زندگى معتنابه (هفت، هشت سال) در آنجا داشته باشد، و يا مدت زيادى در آنجا بماند که عرفاً آنجا وطن او محسوب شود.

س51.  آيا حومه شهر، جزو شهر محسوب مى‌شود؟ در شهرى به دنيا آمده و در آن‌جا بزرگ شدم؛ سپس در هفت سالگى به حومه شهر منتقل شده و قبل از اين که به شهر ديگرى سفر کنم در آن‌جا ده سال زندگى کردم، و آن‌جا را وطن خودم به حساب مى‌آورم و از آن اعراض هم نکرده‌ام. آيا هم‌چنان آن‌جا وطنم محسوب مى‌شود؟
ج) اگر آن‌جا عرفاً از توابع شهر يا از باغات و مزارع شهر به‌حساب آيد، پس جزئى از شهر است؛ و مادامى که از آن‌جا اعراض نکرده باشيد، احکام وطن بر آن مترتّب است.

س52.  جايى كه به دنيا آمده‌ام و در همان‌ جا رشد كرده‌ام، محل سكونت پدر و مادرم بوده است (وطن آنها نبوده)، آيا آن‌جا ـ مادامى كه از آن‌جا اعراض نكرده‌ام ـ وطن من مى‌باشد ؟
ج) آنجا وطن شما محسوب مى‌شود.

س53. من در شهر کرمانشاه به دنيا آمده‏‌ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اين‌که از وطن اصلى خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کرده‏‌ام. اگر در هر يک يا دو سال از منطقه‏‌اى به منطقه ديگرى از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه‏‌ام در آن‌جا چه حکمى دارد؟ و چون بيشتر از شش ماه است که در منطقه جديدى از تهران ساکن هستيم، آيا آن‌جا براى ما حکم وطن را دارد يا خير؟ هنگامى که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏‌کنيم، نماز و روزه ما چه حکمى دارد؟
ج) اگر در تهران فعلى و يا محله‏‌اى از آن قصد توطن نموده‏‌ايد، سراسر آن‌جا وطن شما محسوب مى‏‌شود، و در تمامى محله‌‏هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است و نمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.

ملاک تحقّق وطن اصلى
س54. اگر جايى محل تولد و وطن پدرش باشد، و شخص هم نيت كرده که در آينده در آن مکان دفن شود، ولى به‌طور منظم به آن‌جا نمى‌رود. آيا آن محل وطن او به‌حساب مى‌آيد؟
ج) صِرف وطنِ پدر بودن، مستلزم آن نيست که وطن فرزند هم به‌حساب آيد.

س55. معتقد بودم که وطن اصلى من همان وطن پدر و مادرم مى‌باشد، نه محل تولدم که هشت سال در آن‌جا زندگى کردم. آيا مى‌توانم محل تولدم را وطن اصلى‌ام قرار دهم؟ در حالى که بعد از خارج شدن از محل تولدم جهت سكونت در شهر ديگرى، هر وقت گذرم به محل تولد افتاده نمازم را در آن‌جا شکسته خوانده‌ام.
ج) وطن اصلى‌تان که در آن‌جا متولد شده و نشو و نما کرده‌ايد، وطن‌بودنش از بين نمى‌رود مگر اين‌که از آن اعراض کرده باشيد. بنابراين نمازتان در آن‌جا تمام است، نه شکسته. و لزومى ندارد که در آن‌جا قصد وطن کنيد، بلکه به‌طور قهرى حاصل شده است؛ و نمازهايى را كه بر خلاف وظيفه‌تان خوانده‌ايد، بايد قضا كنيد.

س56. اگر زايشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزى براى وضع حمل به زايشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن اين طفل کجاست؟
ج) اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى‏‌کنند قرار داشته باشد، همان‌جا وطن اصلى کودك هم خواهد بود، مشروط به اين که در آنجا رشد و نمو هم داشته باشد؛ در غير اين صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏‌شود که آن‌جا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آن‌جا برده شده و با آن‌ها زندگى مى‏‌کند.

ملاک تحقق وطن جديد
س57.  کسى که مى‌خواهد ساليانى در مکانى بماند، تا چه مدتى بناى ماندن آن‌جا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آيا بين ماندن در آن‌جا به قصد زندگى يا براى کار يا هر دو، تفاوتى وجود دارد؟
ج) اگر بناى زندگى در آن‌جا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد براى ترتّب حکم وطن کافى است. ولى اگر براى کار يا امر ديگرى غير از زندگى در آن‌جا، مدتى بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نيست.

س58. آيا براى صدق وطن، قصد و بناى زندگى بمدت هفت هشت سال لازم است و يا صرف اقامت اين مدت ولو بدون قصد زندگى كفايت مى‌كند؟ يعنى اگر مثلاً  پنج سال در شهرى اقامت داشت بدون اينكه از اول بداند چند سال خواهد ماند و بعد تصميم بگيرد دو سال ديگر در آن شهر زندگى كند، اين امر براى صدق وطن كفايت مى‌كند؟
ج) اگر در طول اين مدت همواره ترقّب و احتمال خروج از اين محل را داشته است، صدق وطن مشكل است؛ ولى اگر از اول بناى ماندن در آن‌جا را و لو بدون تعيين زمان داشته و مثلاً پنج سال بر اين حال گذشته است و اكنون قصد دارد دو سه سال ديگر هم بماند ظاهر آن است كه بر اين شخص، مسافر صدق نمى‌كند و اين وضعيت براى صدق وطن كافى است.

س59. کسى که جايى را به عنوان وطن انتخاب کرده، چه مدّت زمانى در آن‌جا بماند، حکم وطن بر آن مترتّب است؟
ج) به مقدارى که عرفاً صدق کند آن‌جا را وطن اتخاذ نموده، مثلاً دو سه ماه يا حتى کمتر به نحوى که عرفاً اهل آن‌جا محسوب باشد.

س60. آيا محل کار حکم وطن را دارد؟
ج) اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى‏‌شود که آن مکان وطن گردد.63

س61. آيا قبيله‌‏هايى که يک يا دو ماه از قشلاق به ييلاق يا بر عکس منتقل مى‏‌شوند، ولى بقيه سال را در ييلاق يا قشلاق به‌سر مى‏‌برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرت‌هايى که در ايام اقامت خود در يکى از اين دو مکان به مکان ديگر انجام مى‏‌دهند، از جهت قصر يا تمام بودن نماز چه حکمى دارد؟
ج) اگر قصد نقل و انتقال هميشگى از ييلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهايى از سال را در يکى و روزهايى را در ديگرى بگذرانند و هر دو مکان را براى زندگى دائمى خود انتخاب کرده باشند، هر يک از آن دو مکان وطن آنان محسوب مى‏‌شود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جارى مى‏‌گردد، و اگر فاصله بين آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از يکى به ديگرى، حکم ساير مسافرين را دارند.

س62. وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در يکى از شهرهاى نزديک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل کسب و کار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏‌تواند ده روز در آن‌جا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش مى‏‌رود و شب به آن‌جا برمى‏‌گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمى دارد؟
ج) شرط تحقّق عنوان وطن جديد اين نيست که انسان بعد از قصد توطّن و سکونت در شهرى، شش ماه به‌طور مستمرّ در آن‌جا بماند، بلکه بعد از اين‌که آن‌جا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتى (اگرچه فقط شب‌ها) آن‌جا سکونت نمود، وطن او محسوب مى‏‌شود.

س63. من فردى عراقى هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آيا همه ايران را وطن خود قرار دهم يا منطقه‏اى را که در آن ساکن هستم و يا براى انتخاب وطن حتماً بايد خانه‏اى بخرم؟
ج) در وطن جديد، قصد توطّن در شهر خاص و معيّن و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آن‌جا محسوب شود، شرط است، ولى تملّک خانه يا غير آن شرط نيست.

س64. به غير از وطن اصلى چند محل را مى‌توان به عنوان وطن انتخاب كرد؟
ج) داشتن دو وطن اتخاذى (جديد) اشكال ندارد ولى اگر خواست سه وطن اتخاذ كند كه در هر يك در طول سال چهار ماه زندگى كند منوط به صدق ‏عرفى وطن است وگرنه وطن سوم اشكال دارد.

س65. آيا وطن زن، تابع شوهر است؟
ج) اگر مستقل در تصميم‌گيرى در زندگى باشد، تابع نيست.

س66. من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر ديگرى که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده‏ام است، زندگى مى‏‌کنم، ولى در شهر اول به‌طور متوالى و مستمر ساکن نيستم، مثلاً دو هفته يا ده روز و يا کمتر در آن مى‏‌مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده‏ام بر مى‏‌گردم، سؤال من اين است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آيا حکم مسافر را دارم يا خير؟
ج) اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آن‌جا را هم نداشته باشيد، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشيد، حکم ساير مسافرين را داريد، مگر آن‌که آن‌جا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز يک‌بار جهت کار به آن‌جا رفت و آمد داشته باشيد که در اين صورت نماز شما تمام و روزه‏تان صحيح است.

اعراض از وطن
س67. مراد از اِعراض از وطن چيست؟ آيا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جايى که او مى‏‌خواهد، اعراض محسوب مى‏‌شود يا خير؟
ج) مراد از اِعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به ‏خانه ‏شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى‏‌اش نيست.

س68. کسى که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکليف رسيده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آن‌جا چه وظيفه‏‌اى دارد؟
ج) اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت کند و پدر وى قصد عدم بازگشت به آن‌جا را براى زندگى داشته باشد، آن مکان براى او حکم وطن را ندارد.

س69. محل کار و سکونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏‌کنند و در آن ملک و آب دارند، اين شخص براى ديدار و کمک به آن‌جا مى‏‌رود، ولى تمايلى به بازگشت به آن‌جا براى سکونت ندارد، با توجه به اين‌که آن‌جا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آن‌جا چه حکمى دارد؟
ج) اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، بلکه تصميم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آن‌جا جارى نمى‏‌شود.

س70. محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولى بعد از استخدام در يکى از ادارات دولتى، به نيشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏‌کنند، در ابتداى رفتن به نيشابور، از وطن اصلى خود اعراض کرديم، ولى اکنون بعد از پانزده سال از اين امر منصرف شده‏ايم، خواهشمندم به سؤالات زير پاسخ فرماييد:
1. هنگامى که به خانه پدر و مادرمان مى‏‌رويم و چند روز نزد آن‌ها مى‏‌مانيم، وظيفه من و همسرم راجع به نماز چيست؟
2. فرزندان ما که در محل سکونت فعلى ما (نيشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسيده‏‌اند، هنگامى که به شهر پدرى‌‌‌‌مان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آن‌ها مى‏‌مانيم، چه وظيفه‏‌اى دارند؟
ج) بعد از آن‌که از وطن اصلى‌تان (کاشمر) اعراض کرديد، ديگر حکم وطن در آن‌جا بر شما جارى نمى‏‌شود، مگر آن‌که دوباره براى زندگى به آن‌جا برگشته و با قصد زندگى (ولو براى هفت، هشت سال) مدتى در آن‌جا اقامت کنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آن‌جا حکم مسافر را داريد.

س71. شخصى از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر ديگرى اقامت دارد، در صورتى که به وطن خود برگردد، با توجه به اين‌که بر تقليد امام راحل (ره) باقى مانده، آيا نماز خود را بايد تمام بخواند يا شکسته؟
ج) تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آن‌جا تمام و روزه‌‏اش صحيح است.

س72. اگر از وطن اصلى (محل تولد و وطن پدرى) قصد اعراض نموده و در جاى ديگرى سكونت داشته باشيم، آيا مى‌توان قصد اعراض را تغيير داد؟
ج) مجرّد تغييرِ قصدِ اعراض، كافى نيست بلكه فقط در صورتى مجدداً براى شما وطن محسوب مى‌شود كه بنا داشته باشيد كه در آن‌جا به قصد زندگى هرچند به مدّت مثلاً هفت، هشت سال بمانيد.

 

منبع : www.leader.ir

نظرات



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
وبگذر